تبليغاتX
همرنگ آب
همرنگ آب

تاحالا شده بخندي ولي ازته دل، دلتنگ باشي. . .

يك حس غريب . . .

يك حسي كه نمي شناسي و نمي دوني ازكجا اومده

و داره قلبت رو چنگ مي زنه ! ! !

دلت مي خواد بزني زيرگريه ولي . . .

ولي اصلا اشكي وجود نداره ! ! 

دلتنگي

اين جور مواقع دلم مي خواد اين اشكها به جاي

اينكه صورتم رو نمناك كنه، قلبم رو شستشو بده.

شايداينجوري يك مقدار بهتر بتونم از پشت شيشه ي

قلبم به دنيا ، به خودم، به خدا نگاه كنم. . .



چهارشنبه 30 آبان1386 :: 11:3 AM :: نويسنده : گل مريم

 

 

                     يك دوستي هميشه موقع تعارف خوردن نوشابه مي گويد:

بفرما نوشابه، مي گن براي پوكي استخوان خيلي خوبه!

اين مطلب را بخوانيد شايد اين تعارف را جدي گرفتيد.

وقتي يك نوشابه مي خوريد؛

 

10دقيقه بعد :

10 قاشق چايخوري شكر وارد بدنتان مي شود.مي دانيدچرا

دچار استفراغ نمي شويد؟چون اسيدفسفريك طعم آن را كمي

مي گيردو شيريني اش را خنثي مي كند.

 

20 دقيقه بعد :

قندخونتان بالا مي رود ومنجربه ترشح ناگهاني و يكجاي انسولين مي شود.كبدتان شروع مي كندبه تبديل قندبه چربي تاقند خونتان بيش ازاين بالانرود.

 

40 دقيقه بعد :

حالا ديگرجذب كافئين كامل شده، مردمك هايتان گشادمي شود، فشارخونتان بالا مي رودو درپاسخ به اين حالت كبدتان قندرا به داخل خون رهامي كند.گيرنده هاي آدنوزين مغزحالا بلوكه

مي شوندتاازاحساس خواب آلودگي جلوگيري كنند.

 

45 دقيقه بعد :

ترشح دوپامين افزايش پيدامي كندو مراكز خاصي درمغز، كه حالت سرخوشي ايجادمي كنند تحريك مي شوند.اين همان مكانيسمي است كه هنگام استفاده از هروئين ايجادسرخوشي

مي كند.

 

60 دقيقه بعد :

اسيد فسفريك موجود در نوشابه داخل روده كوچك، به كلسيم،منيريم و روي مي چسبد.متابوليسم بدن افزايش مي يابد.ميزان بالاي قندخون و شيرين كننده ها ي مصنوعي دفع هرچه بيشتر كلسيم را از طريق ادرار باعث مي شوند.

مدتي بعد :

كافئين در نقش يك داروي مدر(ادرار آور) واردعمل مي شود.حالا ديگركلسيم و منيريم و روي كه قرار بودجذب بدن شود بيش ازپيش از طريق ادرار دفع مي شودو به همراه آن مقدار زيادي آب و سديم و ديگر الكترو ليت ها نيز ازدست مي رود.

 

مدتي بعد تر :

كم كم آن غوغايي كه در بدنتان ايجاد شده بود فروكش مي كندو نوبت به افت قندمي رسد. در اين مرحله ياخيلي حساس مي شويد يا خيلي كرخت و بي حوصله مي شويد.حالا ديگر تمام آن آبي را كه از طريق نوشابه وارد بدنتان كرده ايد دفع شده، آبي كه مي شد به جا ي اسيد و كافئين حاوي مواد مفيدتري باشد.

تاچند ساعت ديگر اثركافئين هم ازبين مي رو د و شما هوس نوشابه اي ديگر را مي كنيد ! !

 

منبع : روزنامه جام جم

 



دوشنبه 28 آبان1386 :: 2:19 AM :: نويسنده : گل مريم

لبخندبهانه ايست براي زندگي. لحظه هايت سرشار ازاين بهانه . . .

 



پنجشنبه 17 آبان1386 :: 12:35 PM :: نويسنده : گل مريم

صبح با عجله از خواب پامي شي، با استرس دست و صورتت رو مي شوري،

هول هولكي صبحانه رو مي زني تو رگ و مي پري بيرون ازخونه.تو خيابون هاي

پر سرو صدا هرطور كه شده خودت رو به محل كارت مي رسوني و تا ديروقت

بيرون خونه مشغولي !!ازلابه لاي هزاران ماشين خودت رو به خونه مي رسوني.

وقتي وارد خونه مي شي، از فرط خستگي پاي تلويزيون خوابت مي بره؛

دوباره صبح مياد و همون كارا شروع مي شه....

آره ، راست مي گن واقعا آدم آهني شديم !!!                                                                  

 

                   زندگي ماشيني

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چرامثل يك ربات شديم و بايد فرداهم مطابق امروز و ديروز و … عمل كنيم؟

اونقدر اين برنامه هاي تكراري رو پيش گرفتيم كه ازخيلي چيزا غافل شديم.

خيلي چيزا كه قبلا برامون ازاهميت بالايي برخورداربوده !!

تو وبلاگ دوست خوبم نگين ديدم كه درموردچندتا ازاين مواردناب صحبت كرده.

منم چندتا ازطرف خودم بهش اضافه مي كنم.

خيلي چيزها هست كه تواين دنياي ماشيني فراموششون كرديم؛

à     دست نوازش نسيم روي گونه هامون، نسيمي كه بانوازشش روح

تازه اي به ما     مي بخشه.

à     گلهاي گلدون توي اتاقمون كه داره پژمرده مي شه.

à     نگاه پرمهر و محبت خانواده كه هر روز موقع بيرون رفتن ازخونه

بدرقمون مي كنه.

à     بوسيدن گونه هاي پرمهر و محبت پدر و مادر.

à     قاصدك سرگردان، قاصدكي كه با دلي پر كنار پاهات امون مي گيره

تاكه شايد بلندش كني و به حرفاش گوش بدي.

à     پدربزرگ و مادربزرگي كه منتظريك لحظه شنيدن صداي توازپشت

تلفن اند.

à     قطره اشكي كه ازدل آسمون روي صورتت مي چكه و تو بدون توجه به

اون مي پري زيريك سقف تا كه نكنه خيس بشي، ولي غافل ازاينكه همين

قطره ي اشكِ آسمون ممكنه متحولت بكنه.

à     فراموش كردن اين كه برگي كه داري زيرپاهات خردمي كني و از صداي

خش خش اون لذت مي بري، زماني اكسيژن روبا همه ي وجودش به تو

هديه مي كرده.

à     مهمترازهمه سلامتيمون، اگه سالم نباشيم كه ديگه نمي تونيم به

همون كاراي تكراري روزمره برسيم!



چهارشنبه 16 آبان1386 :: 1:5 AM :: نويسنده : گل مريم

" درجايي كه قرن ها و فرسنگ ها با اينجا فاصله داره دو جاده جنگلي

ازهم جدامي شدندو من ...

جاده اي رو كه كم گذربود برگزيدم و تمام تفاوت ها ناشي از اين انتخاب بود " (رابرت فراست)

               

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اگريك كم فكر كنيم مي بينيم كه از اين راه هاي كم گذر در زندگي ما زياده.فقط كافيه

لابه لا ي تاريكيها ي ذهنمون رو بگرديم تا پيداشون كنيم.

خيلي ها مون عادت كرديم يه راه تكراري رو دنبال كنيم و به نتايج تكراري برسيم ولي غافل

از اينكه راه هاي كم گذري هم هست كه تاحالا بهشون  فكرنكرديم.بيايم هميشه به خودمون

گوشزد كنيم كه راهي كه انتخاب مي كنيم عقب گردندارد و اين طور نيست كه راهي را انتخاب

كنيم و اگر بي راهه بودو به سنگلاخ منتهي شد عقب گردكنيم و راه ديگري راانتخاب كنيم.

نگذاريد بعدها افسوس انتخاب راهي غلط را صرفاً بخاطركم گذربودن آن راه بخوريد....

 



پنجشنبه 3 آبان1386 :: 9:0 AM :: نويسنده : گل مريم

 

 

گروهي از مطالعات منتشرشده نشان داده كه اشخاص نسبت به واژه هايي كه در گوش چپ آنها گفته شده است واكنش بهتر و مؤثرتري دارند. 

                   love

 

وقتي واژه ها ي احساسي درگوش چپ افراد بيان شود آنها واكنش بهتري نسبت به اداي همان واژه ها در گو ش راستشان دارند.

براي همين گوش چپ خودت را به مانيتور نزديك كن تامن هم بگويم خيلي ماهی....



پنجشنبه 3 آبان1386 :: 8:45 AM :: نويسنده : گل مريم

" مثبت فكركردن "جمله ي ساده اي به نظرمي رسه ولي پشت

 همين جمله ي ساده هزاران راز قشنگ و بعضاً ناراحت كننده اي

وجودداره.                           مثبت انديشي

خيلي هابه همه چيز با ديدمثبت نگاه ميكنند، خيلي هاهم با ديدمنفي.ولي برد اصلي رو اونهايي كه ديد مثبت دارند كردند.

مثبت انديشي خيلي راحته، بنظرمن همه چيز 2تازاويه بشترنداره ،يك زاويه ي مثبت و يك زاويه ي منفي.فقط كافيه شما درهمه چيز دنبال اون زاويه ي مثبت باشين بقيه ي كارها خود به خود حل مي شه. مهم اينه كه از چه زاويه اي به قضيه نگاه كنيد.

اولين كار ازبين بردن تفكرات منفي و جايگزيني تفكرات مثبت در ذهن هستش.

بايد شكست هارو بپذيريم و از اونها پلي براي پيروزي بسازيم.

درضمن يادتون باشه كه هرچه كه به زبان مياوريم همان را بدست خواهيم آورد.

اما قسمت ناراحت كننده اش اينجاست كه خيلي هاازاين خصيصه در افراد سوء استفاده مي كنند.بگذريم قرار شد مثبت به همه چيز نگاه كنيم.

يادتون نره، مثبت بنگريم به همه چيز . . . .



چهارشنبه 2 آبان1386 :: 1:19 PM :: نويسنده : گل مريم

 

خدايا ...

مي ترسم ازخشم وقهرتو؛ازدوري توكه به آن مبتلاهستم؛ ازاينكه قلبم مهربي معرفتي بخوره؛ ازاينكه چشمهام آيات تو رو نبينه وگوشهام موسيقي موزون حكمت تو و مدح و ثناي پياپي موجودات رانشنوه.

مي ترسم از رو سياهي در درگاه تو، ازاينكه دستهاي كوچيك، تهي ونيازمندم كه فقط به آستان توبلندمي شوند، در اثر بي لياقتي من خالي برگردند.

مي ترسم ازغلبه ي شيطان و نفس اماره بر عقل ضعيفم.

ازسينه ي پروسوسه ام خبرداري و ازضعف ايمانم، از حرص و آز و تكبرم بااطلاعي

ولي ... دلي كه به عشق توروشنه، چه طور آتش غضب تورو بپذيره؟!

راز دل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خدايا ...

 

به چشم اشكبارم هم نظري بنداز . . . .

اي كه اراده ات درريز ترين جريان كائنات جاري است؛ دراوج اين سياهي مذلت بار هواي نفس مرا درياب و هدايتم كن؛ چراكه هيچ ندارم و عشق تو تنها سر مايه ي من است و چون تشنه اي در كويرمانده به وصل تو و قرب تو و به لقاء تو حريصم.اي كه ولي ايمان آورندگان هستي و آنان را از تاريكي به روشني هدايت مي كني، بروحشت زده از فرداي خود نظري كن......

 

" الله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الي النور "



چهارشنبه 2 آبان1386 :: 12:59 PM :: نويسنده : گل مريم
درباره وبلاگ

من فقط براي سايه خودم
مي نويسم كه جلوي چراغ
به روي ديوار افتاده است
بايد خودم را به او معرفي
کنم.

(صادق هدايت)