|
همرنگ آب
مي بينم كه تااسم بازي اومدچشمات درشت و سرحال شد! :D فقط بي زحمت اينجوري نگام نكن! يه نمور وحشت مي كنم:-) دلم هوس چندجمله ي آموزنده، زيبا و تكون دهنده كرده. از اونجايي كه آدم "هلوبروتوگلو" اي هستم تووبلاگ خوندن روبه گشتن تو كتاب ترجيح مي دم ازاين جهت برخي دوستان رو، البته باقرعه كشي، به اين بازي دعوت مي كنم. روش بازي: هر متن كه به نظرتون زيباوتكون دهنده مياد رو برامون تو وبلاگتون بنويسيد. باهرتفسيري كه خواستيد.اين متن مي تونه يك حديث، يك شعر، تكه اي از يك مقاله ادبي يا هر جمله اي كه خوشتون اومده و اون رو يادداشت كرديد، باشه. دوستان دعوت شده براساس نام وبلاگ: طلبه اي طالب يار ، شوق پرواز ، كبوترخوشبختي ، عارف ، صداي واقعيت چك چك مي چكد اتوبوس ، باران مسيحا
نكته: از اونجايي كه هدف، بدست آوردن گنجينه اي از جملات زيبا و ماندگار ه، از دوستاني هم كه نامشان در بين دعوت شده هانيست تقاضامي كنم مطالب خوبشون رو در نظرات به ثبت برسونندتاديگران هم بهره ببرند.
اينم مطلب من. . .
چندي پيش يك مقاله درباره ي خانه تكاني باورهاخوندم كه شايدشماهم خونده باشيد. يك جايي از اين مقاله نوشته بود: استفان كاوي میگوید:« اگر میخواهید در زندگی و روابط شخصیتان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایشها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان میخواهد قدمهای کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگیتان ایجاد کنید باید نگرشها و برداشتهایتان را عوض کنید.» حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض میشود. کلید یا راه حل هر مسئلهای این است که به شیشههای عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرچندلحظه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازهای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است.
تو ادبياتمون بهش ميگن: چشمها رو بايد شست .جور ديگر بايد ديد..... تو ادبيات عرفاني مون هم بهش ميگن: بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم......فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم
با كلاسها هم بهش ميگن: "مهندسي مجدد" يا Re-Engineering بزرگان هم بهش ميگن: مراقب افكارت باش كه گفتارت ميشود.مراقب گفتارت باش كهرفتارت ميشود. مراقب رفتارت باش كه عادتت ميشود.مراقب عادتت باش كه شخصيتت ميشود. و مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت ميشود.
دراسلام هم بهش ميگن: يك ساعت تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت.
پايان.
پ.ن: هِي نشستم و منتظرشدم يكي دعوتم كنه به يك بازي وبلاگي، اماچيزي جزسبزشدن علف زير چشمهام فايده ي ديگه اي نداشت! براي همين خودم دست به كارشدم و دوستان رو كشيدم تو گودِ بازي.به اميد روزي كه يكي هم دست وبلاگ مارو بگيره بندازه تو يك بازي؛ بلند بگوايشالا :D
پ.ن2: روش قرعه كشي؛ انتخاب 7وبلاگ از بين ديگر وبلاگهايك كم سخت بودبراي همين اول وبلاگ هايي كه مدتهاست آپ نشده رو انتخاب كردم.بعدباآوردن صفحه ي اسامي وبلاگ هاچشم هام روبستم و دستم رو مثل يك برگ رهاشده از درخت به اين طرف و اون طرف حركت دادم و يكهو به سمت مانيتور حمله كردم.هرجاكه انگشتم موند همون اسم رو انتخاب مي كردم.آما بعضي اوقات ممكن بود انگشتم گوشه ي صفحه بيافته براي همين از انگشتم تاگوشه ي مقابل يك خط فرضي رسم مي كردم و اولين اسمي كه مي افتادرواون خط رو انتخاب مي كردم! حال كردي به اين مي گن يك قرعه كشي عادلانه! :D
پ.ن3: درنهايت مطالب زيبارودر يك جاگردهم مياريم و به نمايش درخواهدآمد.(عجب جمله اي شد!) چهارشنبه 23 بهمن1387 :: 3:3 AM :: نويسنده : گل مريم
درباره وبلاگ ![]() من فقط براي سايه خودم مي نويسم كه جلوي چراغ به روي ديوار افتاده است بايد خودم را به او معرفي کنم. (صادق هدايت) موضوعات پیوندهای روزانه پيوندها |
||
|
|