|
همرنگ آب
دوباره آخر سال شد و وقت خونه تكوني.اما اين بار خونه تكوني اي كه مي خوام ازش حرف بزنم بابقيه خونه تكوني هافرق داره.اين يك خونه تكوني ه بزرگ ه. خونه تكوني اي كه شانه هات زيربار سنگيني اون خم مي شه ودستهات هم دلشون نمي خواد خيلي جاهاروسفيدسفيدكنه. خونه تكوني من خونه تكوني دل ه. مثل هميشه وقتي دستمال به دست توراهروي خاطرات قدم مي زنم، بانگاه به تابلوهاي روي ديوار،دلم مي خوادبعضي قاب هارو تميز وبراق كنم تاهميشه توراهروي خاطرات بدرخشه، بعضي قاب هارو هم دلم مي خواد از روي ديوار بردارم و فراموششون كنم. اما. . . امااين بار اجباري ناخواسته دستهام روبه سمت قاب عكس هايي مي بره كه باهاشون شب و روز حرف زدم.قاب عكس هايي كه هر روز تميز و براق نِگهِشون داشتم ولي امروز بايدازبين قاب هاي ديگه محوشون كنم.
توبگو؛...اوهوم با تو ام.... چطوري مي تونم اثرخالي يك قاب عكس روي يك ديوارسفيد رو پاك كنم؟
تنها پ.ن: تومي توني نشان محبت خودت رو بايك ميخ كوچيك به قلب ديگري آويزون كني،خيلي راحت هم مي توني اون نشان محبت رو باميخ كوچكش از جاش دربياري. ولي باجاي باقيمانده از ميخ روي قلب ديگري مي خواي چي كاركني؟ تو حتي مي توني خيلي راحت هم از اين حرفها بگذري.... آهنگ حقيقت داره دلتنگي (باصداي احسان خواجه اميري) یکشنبه 18 اسفند1387 :: 12:30 PM :: نويسنده : گل مريم
درباره وبلاگ ![]() من فقط براي سايه خودم مي نويسم كه جلوي چراغ به روي ديوار افتاده است بايد خودم را به او معرفي کنم. (صادق هدايت) موضوعات پیوندهای روزانه پيوندها |
||
|
|